بروز دادن

لغت نامه دهخدا

بروز دادن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار کردن.( ناظم الاطباء ). فاش کردن رازی را. ( یادداشت دهخدا ). || اقرار کردن به گناهی. اعتراف و اذعان کردن به سرقتی و مانند آن. ( یادداشت دهخدا ). || نمودن سارق مال مسروقی را. ( یادداشت دهخدا ).

فرهنگ فارسی

آشکار کردن فاش کردن.

جمله سازی با بروز دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ژانویهٔ ۲۰۱۳ فیزیکدانان ذرات یک گاز کوانتومی بر پایهٔ پتاسیم ساختند. این گاز هنگامی که تحت تأثیر لیزر و میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد به دماهای منفی می‌رسد. در این دمای ترمودینامیکی، ماده شروع به بروز دادن خواص ناشناختهٔ پیشین می‌کند.

💡 در نامه جکیل ذکر شده که وی از کودکی با توجه به شرایط خانواده اشرافی‌اش مجبور به رفتار اجتماعی خوب و حسن شهرت بوده اما تمایلات خبیثانه‌ای داشته که امکان بروز دادن آنها را نداشته‌است. تا اینکه وی به این نتیجه می‌رسد که خوب است تا دو شخصیت داشته باشد؛ ادوارد هاید شرور که تمایلات خبیثانه او را ارضا کند و دکتر جکیل محبوب و متشخص که حسن شهرت وی را خراب نکند.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز