بررو

بررو

این واژه در زبان فارسی کهن و در برخی منابع لغوی، دارای دو کاربرد و معنای متفاوت اما مرتبط است و بسته به ساختار جمله، مفهوم آن تغییر می‌کند. در یک معنای کاربردی و امروزی‌تر، «بررو» به معنای «بالارونده» یا «بررونده» آمده است و برای چیزی به کار می‌رود که حرکت آن به سمت بالا باشد. در این کاربرد، برخی لغت‌شناسان این واژه را به صورت اصطلاحی برای «وسیله بالا برنده» نیز به کار برده‌اند و حتی در یادداشت‌های زبانی، به عنوان معادل پیشنهادی برای «آسانسور» نیز ذکر شده است. در معنای دیگر، «بر رو» به صورت جدا نوشته می‌شود و یک ترکیب اضافی است که در لغت به معنای «بر رخ» و «یک سمت از چهره» به کار می‌رود و به ظاهر صورت انسان اشاره دارد. در این کاربرد، این اصطلاح در اصل کنایه از رخسار و چهره است و بیشتر برای اشاره به سطح یا سوی ظاهری صورت استفاده می‌شود. این واژه در متون ادبی و لغوی کهن، به معنای «مرادف بر رخ» و «یک سمت چهره» ذکر شده است و نشان می‌دهد که به کل صورت اشاره ندارد، بلکه به یک سوی یا جهت از چهره دلالت می‌کند. در اشعار فارسی نیز از این تعبیر برای اشاره به ظاهر چهره یا بخشی از رخسار در بیان‌های استعاری و توصیفی استفاده شده است. از نظر ساختاری، «بررو» می‌تواند هم یک واژه مرکب فعلی به معنای بالا رونده باشد و هم یک ترکیب اسمی و ادبی به معنای رخ و چهره. در نتیجه، این واژه دو حوزه معنایی کاملاً متفاوت دارد که یکی کاربرد فنی و حرکتی دارد و دیگری کاربرد ادبی و توصیفی.

لغت نامه دهخدا

بررو. [ ب َرْ، رَ / رُو ] ( نف مرکب ) بررونده.بالارونده. ( دهخدا در یادداشتی این کلمه را بجای آسانسور پیشنهاد کرده اند ).، بر رو. [ ب َ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مرادف بر رخ.یک سمت رو. کنایه از رخسار. ( آنندراج ):
گذشت از آن بر رو زلف با خطش سر زد
کنون نهاده ز هر حلقه چشم بر کمرش.کلیم ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرادف بررخ یک سمت رو.

جمله سازی با بررو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا شنیدم می شود از شکر، نعمتها زیاد هر که رو گردان شد از من دست بررو می کشم

💡 نان ریزه سفره‌ست این کز چرخ همی‌ریزد بگذر ز فلک بررو گر درخور آن خوانی

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز