لغت نامه دهخدا
بدراق. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از بخش پهلوی دژ شهرستان گنبدقابوس است. 520 تن سکنه دارد. محصول آن غلات، حبوب، صیفی و لبنیات است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 3 ).
بدراق. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از بخش پهلوی دژ شهرستان گنبدقابوس است. 520 تن سکنه دارد. محصول آن غلات، حبوب، صیفی و لبنیات است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 3 ).
دهی از بخش پهلوی دژ شهرستان گنبد قابوس است.
💡 بدراق نوری، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان علیآباد در استان گلستان ایران.
💡 بدراق انه گلدی، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان علیآباد در استان گلستان ایران.
💡 این روستا در دهستان شیخموسی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۲۰ نفر (۱۹۹خانوار) بودهاست.ساکنان آن به طور کامل از ترکمن ها بوده و از طایفه بدراق می باشند.