بد تخم
مترادفها
پست، ناپاک، ننگین
متضادها
نیکنژاد
لغت نامه دهخدا
بدتخم. [ ب َ ت ُ ] ( ص مرکب ) که فرزندان بد آرد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
که فرزندان بد آرد.
جمله سازی با بد تخم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راستی بد تخم طاعت کاشتیم حاصل وارونه زان برداشتیم
💡 دوستانت، همه چون خوشه سرافراز مدام خصم بد تخم تو، چون تخم بزیر گل باد
💡 در متون ادبی قدیمی، گاهی از اصطلاح بد تخم برای توصیف افرادی استفاده میشد که از تبار و اصالت نامناسبی برخاسته بودند.
💡 برخی داستانها بر این باور بودند که رفتارهای تند و تیز یک فرد، ناشی از بد تخم بودن و تربیت نادرست است.
💡 استفاده از کلمات توهینآمیز مانند بد تخم در گفتگوهای روزمره، نشاندهنده سطح پایین فرهنگ و عدم رعایت ادب در جامعه است.