لغت نامه دهخدا
بخورات. [ ب َ / ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بخور. داروهایی که در بخور دادن بکار می برند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بخور شود.
بخورات. [ ب َ / ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بخور. داروهایی که در بخور دادن بکار می برند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بخور شود.
بخور دارو هایی که در بخور دادن بکار می برتد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظاهراً اشاره به همین حکمران است که بخورات و توابل و سنگهای قیمتی برای او فرستاده بود.