بختگی
مترادفها
ختان
لغت نامه دهخدا
بختگی. [ ب َ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مسکون بخش جبال بارز جیرفت. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
ده از دهستان مسکون بخش جبال بازر جیرفت.
جمله سازی با بختگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بختگی خواهی به درد بینوایی صبرکن آسمان سرسبز دارد میوههای خام را