لغت نامه دهخدا
بجگان. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان منوجان کهنوج جیرفت در 70 هزارگزی جنوب باختری کهنوج. سکنه آن 500 تن، آب از چشمه. محصول آن خرما و مرکبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
بجگان. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان منوجان کهنوج جیرفت در 70 هزارگزی جنوب باختری کهنوج. سکنه آن 500 تن، آب از چشمه. محصول آن خرما و مرکبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
بجگان، روستایی در دهستان بجگان بخش آسمینون شهرستان منوجان در استان کرمان ایران است. این روستا، مرکز دهستان بجگان است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱٬۸۹۷ نفر ( ۵۷۴ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان بجگان برابر با ۶٬۴۶۳ نفر بودهاست.
💡 دهمیان، روستایی در دهستان بجگان بخش آسمینون شهرستان منوجان در استان کرمان ایران است.