بتگری
متضادها
توحید
لغت نامه دهخدا
بتگری. [ ب ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل بتگر. ساختن بت. بت سازی:
ز نقاشی و بتگریها که کردی
ز تو خیره ماندست نقاش و بتگر.فرخی.گر آرایش تن ز بتگر بود
تنت را میارای کاین بتگریست.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
عمل بتگر ساختن بت
جمله سازی با بتگری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو گفتی مگر خانه ی بتگری ست که آزر مر او را یکی چاکری ست
💡 بتگری مانند آزر پیشه اش بست نقش تازه ئی اندیشه اش
💡 گر آرایش بت ز بتگر بود تنت را میارای کاین بتگری است
💡 بنمود رخ و روم به یک بار بشورید آیین بت و بتگری از دیدن آن بود
💡 عزم او آن است کز شمشیر او سالی دگر کس نبیند در همه عالم بتی یا بتگری
💡 مدح و ذمت گر تفاوت می کند بتگری باشی که او بت می کند
💡 در دوران باستان، بسیاری از تمدنهای اولیه به بتگری میپرداختند و مجسمههای بزرگ و باشکوهی را برای پرستش خدایان خود در معابد مختلف بنا میکردند.
💡 تاریخ نشان میدهد که بتگری و پرستش اشیاء بیجان، یکی از ویژگیهای بارز برخی از جوامع پیش از ظهور ادیان توحیدی در جهان بوده است.
💡 ادیان ابراهیمی همواره با شدت با مفهوم بتگری مبارزه کردهاند و انسان را به پرستش تنها آفریدگار و دوری از پرستش بتهای سنگی دعوت نمودهاند.