بت پرستیدن
مترادفها
بتپرستی کردن
متضادها
بتشکنی
لغت نامه دهخدا
بت پرستیدن. [ ب ُ پ َ رَ دَ ] ( مص مرکب ) بت پرستی. عبادت اصنام. پرستش بتان:
بت پرستیدن به از مردم پرست
پند گیر و کار بند و هوش دار.ابوسلیک گرگانی.گر کعبه جویی بار یا بتخانه سازی سجده جا
ور بت پرستی باصفا کعبه ثناخوان آیدت.خاقانی.اگر جماعت چین صورت تو بت بینند
شوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن.سعدی.
جمله سازی با بت پرستیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گو بده فتوا که در وی بت پرستیدن رواست یا بکن کوتاه دست از ملّتِ پیغمبرش
💡 بت پرستیدن همی دنیا پرستیدن بدان گفت در کفران نعمتشان «وانتم تکفرون»
💡 حذر ز نفس پرسی نما که افزون است گناه نفس پرسی، ز بت پرستیدن
💡 اگر جماعت چین صورت تو بت بینند شوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن
💡 نزاریا ببُر از خود که بت پرستیدن به مذهب من از آن به که خویش بپرستند
💡 یاری آن نازنین کش بت پرستیدن سزاست با چو من ناکس پرستی ناسزائی حیف بود