باگزند
مترادفها
زیانآور، مضر، آسیبرسان
متضادها
بیضرر، نافع، مفید
لغت نامه دهخدا
باگزند. [ گ َ زَ ] ( ص مرکب ) ( از: با+ گزند ) دارای آسیب. زیان دار. زیان آور:
به بازارگان گفت لب را ببند
کزین سودمندیم و هم باگزند.فردوسی.و رجوع به گزند شود.
جمله سازی با باگزند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدو گفت ازین شوم ده باگزند کدامست آهرمن زورمند