لغت نامه دهخدا
بالاز. ( اِ ) اسب باری و اسب بارگیر. ( ناظم الاطباء ). و نیز رجوع به بالا و بالاد و بالاذ شود.
بالاز. ( اِ ) اسب باری و اسب بارگیر. ( ناظم الاطباء ). و نیز رجوع به بالا و بالاد و بالاذ شود.
اسب باری است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سوی دیگر، آندره لانکوف استاد دانشگاه کوکمین و بالاز سزالونتای، استاد دانشگاه کره، به این نتیجه میرسند که این رویداد شامل سخنرانی کیم، باید جلسه کمیته مرکزی حزب بوده باشد. آنها یک جلسه گسترده کمیته دائمی حزب کارگران کره بههمراه تعداد زیادی مهمان که در مجموع بیش از ۴۲۰ شرکتکننده داشت، در آن تاریخ برگزار کردند. سخنرانی کیم ممکن است نطق پایانی این رویداد بودهباشد.
💡 آیتموخان در وزن ۹۲ کیلوگرم کشتی آزاد قهرمانی کشتی جهان ۲۰۲۳ بلگراد شرکت کرد، او در این مسابقات بالاز جوهاس از مجارستان، فیضالله آکتورک از ترکیه و میریانی مایسورادزه از گرجستان را شکست داد و به فینال رسید. وی در فینال عثمان نورماگمدوف از آذربایجان را شکست داد و مدال طلا را بدست آورد.