باسیاست

لغت نامه دهخدا

باسیاست. [ س َ ] ( ص مرکب ) باتدبیر. چاره جوی. پیش بین و کاربر. || آنکه به اصول دیپلماسی آشناست. آگاه به سیاست.

فرهنگ فارسی

با تدبیر و چارجوی

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز