بازیگه

بازیگه

لغت نامه دهخدا

بازیگه. [ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف بازیگاه. بازیجای. جای بازی. میدان. بازیکده:
بازیگه شمس و قمر و ببر و هژبر است
منزلگه جود و کرم و حلم و وقار است.منوچهری.چو در بازیگه میدان رسیدند
ریرویان ز شادی می پریدند.نظامی.و رجوع به بازیگاه و بازیکده شود.

دانشنامه عمومی

بازیگه ( به فرانسوی: Baziège ) یک کمون ( فرانسه ) در فرانسه است که در canton of Montgiscard واقع شده است. بازیگه ۱۹٫۷۲ کیلومتر مربع مساحت دارد ۱۸۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
شهر Sant Mateu خواهرخواندهٔ بازیگه هست.

جمله سازی با بازیگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هفت دریا نه بزرگ است بر قطره جودت که به بازیگه اطفال بود چند غدیرت

💡 اندرین بازیگه طفلان راه از کناری جز تماشا خوب نیست

💡 بازیگه شمس و قمر و ببر و هزبرست منزلگه جود و کرم و حلم و وقارست

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز