لغت نامه دهخدا
بازکند. [ ک َ ] ( اِخ ) شهری است بین کاشغر و ختن از بلاد ترک. ( مراصدالاطلاع ) ( معجم البلدان ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1195 شود.
بازکند. [ ک َ ] ( اِخ ) شهری است بین کاشغر و ختن از بلاد ترک. ( مراصدالاطلاع ) ( معجم البلدان ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1195 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسول (ص) گفت، « خدای تعالی از مومن چهار چیز حرام است: مال و خون و عرض و آن که به وی گمان بد برند » و عیسی (ع) می گوید، « چه گویی از کسی که برادر خویش را خفته بیند، جامه از عورت وی بازکند تا برهنه ماند؟ » گفتند، « یا رسول الله که روا دارد که این کند؟ » گفت، « شما که آن عیب برادر خود بدانید آشکار کنید و بگویید تا دیگران بدانند ».
💡 صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز بازرود سوی اصل بازکند اتصال
💡 دوران ستمگر است، بفرما سپهر را تا تیغ مهر بازکند از میان صبح