بازنه

لغت نامه دهخدا

بازنه. [ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان قهره کهریزبخش سربند شهرستان اراک که در 20 هزارگزی شمال خاورآستانه و 12 هزارگزی راه عمومی در کوهستان قرار دارد. سرزمینی است سردسیر با 1597 تن جمعیت. آبش از قنات و رودخانه هفته، محصولش غلات، انگور، چغندرقند. شغل مردمش زراعت و گله داری، صنایع دستی اهالی قالیبافی و راهش مالرو است. ( ازفرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
بازنه. [ زَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مخفف بادزنه. سوراخ کوچک تنور. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سوراخ کوچک تنور

فرهنگ اسم ها

اسم: بازنه (دختر) (کردی)
معنی: النگو ( نگارش کردی

جمله سازی با بازنه

💡 تپه بازنه در شهرستان شازند، بخش مرکزی، شهرشهبازبازنه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۶۰۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

💡 سپید بازنه زان خدمت ملوک کند که می نیابد قوت شکم بآسانی

💡 سر به بالین عدم بازنه ای نرگس مست که ز خواب سحر آن نرگس شهلا برخاست

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز