لغت نامه دهخدا
بازار صرافان. [ رِ ص َرْ را ] ( اِخ ) بازاری به بخارا: آب از فراز رودخانه آهنگ بالا داد و در بازارها افتاد چنانکه ببازار صرافان رسید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 262 ). و رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 392 شود.
بازار صرافان. [ رِ ص َرْ را ] ( اِخ ) بازاری به بخارا: آب از فراز رودخانه آهنگ بالا داد و در بازارها افتاد چنانکه ببازار صرافان رسید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 262 ). و رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 392 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همه بازار صرافان عشق همچو روی زرد من دینار نیست