لغت نامه دهخدا
ابن انباری. [ اِ ن ُ اَم ْ ] ( اِخ ) ابوبکر محمدبن ابی محمد قاسم بن بشاربن حسن. او راست: کتاب الوقف و الابتداء. کتاب اللامات ( در قرآن ). کتاب معانی القرآن. کتاب غریب الحدیث. کتاب النقط و الشکل. ( ابن الندیم ). و ابن خلکان دو کتاب دیگر از او نام می برد، یکی کتاب الرد علی من خالف مصحف العامه و دیگر کتاب الزاهر. ( 271-327 هَ.ق. ).
ابن انباری. [اِ ن ُ اَم ْ ] ( اِخ ) کمال الدین ابوالبرکات عبدالرحمن بن محمدبن ابی الوفا ( 513-577 هَ.ق. ). مولد او به انبار و از اوان صِبا، به بغداد رفت و پس از تکمیل ادب وقتی در نظامیه بسمت معید منصوب گشت. او از شاگردان ابومنصور جوالیقی و ابن شجری و عبدالوهاب انماطی بوده و کتب بسیار داشته است از آن جمله: اسرارالعربیه.میزان. نزهة الالباء فی طبقات الادباء. تاریخ انبار. لمعالادله. تفسیر غریب المقامات الحریریة. شرح الحماسه.شرح مقصوره ابن درید. شرح دیوان متنبی و غیر آن.