اسفندار

لغت نامه دهخدا

اسفندار. [ اِ ف َ ] ( اِ ) ( وجه اشتقاق آن در اسفند گذشت )مخفف اسفندارمذ. اسپندارمذ. اسپند. اسپندار. ماه دوازدهم سال شمسی مطابق حوت. رجوع به اسفندارمذ شود.

فرهنگ عمید

= اسپندارمذ

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پنجمین امشاسپنداز امشاسپندان ( مهین فرشتگان ) دین زرتشتی ۲ - ماه دوازدهم از سال شمسی که امروز ( اسفند ) میگویند مدت ماندن آفتاب در برج حوت. ۳ - نام روز پنجم از هر ماه شمسی.

جمله سازی با اسفندار

💡 قریه مهر: در ۱۴۰۰۰ متری جنوب شرقی اسفندار قرار دارد و آب شربی آنجا نهر مهر بوده‌است که اکنون این روستا به نام مهر آباد موسوم است.

💡 این روستا در دهستان اسفندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴ نفر (۸خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان اسفندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۰ نفر (۲۳خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان اسفندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان اسفندار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۵ نفر (۶۶خانوار) بوده‌است.