لغت نامه دهخدا
اخرس اضرس. [ اَ رَ س ُ اَ رَ ] ( ع ص مرکب، از اتباع )از اتباع است. رجوع به تاج العروس ماده ضرس شود.
اخرس اضرس. [ اَ رَ س ُ اَ رَ ] ( ع ص مرکب، از اتباع )از اتباع است. رجوع به تاج العروس ماده ضرس شود.
از اطبائ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی توان وصف جمال تو نماید کس به جا؟ حسن روی تو کجا فهم من اخرس کجا
💡 حالی چو اخرسی که اشارت کند به دست با صد زبان زبان من از مدح تست لال
💡 شده بینا بدیدار تو چشم اکمه نرگس شده گویا مدح تو زبان اخرس سوسن
💡 بدل صافی مدح تو چنان دادم نظم که ازان اخرس و ابکم بزبان آمد و گوش
💡 آن کیست که گوید خیزوز گفتن حق پرهیز یا از در شه بگریز یا اخرس و ابکم باش