اسبره

لغت نامه دهخدا

( اسبرة ) اسبرة. [ اَ ب َ رَ] ( اِخ ) ناحیه ای در اقصی بلاد شاش ( چاچ ) در ماوراءالنهر. یاقوت گوید: و ازین بلاد نفط و فیروزه و آهن و روی و زر و سرب استخراج شود و آنجا کوهی است دارای سنگ سیاه که مانند زغال محترق شود که یکبار و دوبار ازآن را بدرهمی فروشند و چون این سنگ را بسوزند، سپیدی خاکستر آن شدت گیرد و آن را برای سفید کردن جامه بکار برند و آنرا در بلاد دیگر نشناسند. ( معجم البلدان از اصطخری ). مؤلف قاموس الاعلام ترکی گوید: ظاهراً اسبرة محرف سبیر است و سنگهای سیاه مذکور هم زغال سنگ باشد. حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب گوید: در عجایب المخلوقات آمده که بکوه اسبره به ولایت فرغانه سنگی است چون انگشت می سوزد و آنرا بدل فحم بکار برند و رمادش بدل صابون باشد. ( نزهة القلوب ج 3 صص 286 - 287 ).

فرهنگ فارسی

ناحیه ای در اقصی بلاد شاش در ماورائ النهر

جمله سازی با اسبره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسفره از کهن‌ترین شهرهای آسیای میانه است و صورت قدیمی نام آن اسبره (Асбара) بوده‌است. در سدهٔ دهم میلادی نام این شهر در تاریخ طبری ذکر شده و در سده‌های یازده و دوازده میلادی پیشرفت اقتصادی داشته‌است. بابر (۱۴۸۲–۱۵۸۰) اسفره را جزء شهرهای اصلی منطقه نامیده و در سدهٔ ۱۶ پیشرفتی در ساخت مدرسه‌ها و مسجدهای بزرگ حاصل شده‌است.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز