ارجیس

لغت نامه دهخدا

ارجیس. [ اَ ] ( اِخ ) ( بحر یا بحیره ٔ... ) اَرجیش. دریاچه ای در منتهای جنوب شرقی دریاچه وان. دریاچه خلاط. بحیره طرّیخ. ابن البیطار گوید این دریاچه به آذربایجان است و ماهی طرّیخ را از آنجا ببغداد آرند:
تا بخط شط ارجیش درنگ است مرا
بحر ارجیش ز طبعم صدف افزود صدف
بحر ارجیش فزود از قدم من زان سانک
بحر ارجیش ( ؟ ) ز یونس شرف افزود شرف.خاقانی.
ارجیس. [ اَ ] ( اِخ ) نام دژی معروف. ( آنندراج ). و ظاهراً مراد قلعه ارجیش است.

فرهنگ فارسی

نام دژی معروف

جمله سازی با ارجیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاریخ‌نگار یونانی، استرابو، نوشته است که در زمان او، قله ارجیس همیشه پوشیده از برف بوده و از فراز آن هم دریای سیاه و هم مدیترانه پیداست.

💡 مورات در قیصریه، ترکیه متولد شد. وی در رشته تربیت بدنی و ورزش، در دانشگاه ارجیس در زادگاه خود تحصیل کرد.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز