لغت نامه دهخدا
اجرام چرخ. [ اَ م ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ستارگان. اجرام سماوی:
تو از رجالی و اجرام چرخ را رسم است
که کارهای عظیم آورد به پیش رجال.معزی.
اجرام چرخ. [ اَ م ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ستارگان. اجرام سماوی:
تو از رجالی و اجرام چرخ را رسم است
که کارهای عظیم آورد به پیش رجال.معزی.
ستارگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احرار دهر کرده بر آثار تو مدیح و اجرام چرخ داده باحکام تو رضا
💡 اعلام شرع را ظفر از خنجر تو خاست اجرام چرخ را خطر از اختر تو باد
💡 نهاده گوهر اجرام چرخ در دهن مه ز بهر مژده چو بر زد سراز پس تتقق شب
💡 بود ز ملک تو طَغرای شاه را زینت بود زمهر تو اجرام چرخ را بالا
💡 وگر بچرخ فلک بر نهی مخالفتش سیاه گردد اجرام چرخ چون قطران