لغت نامه دهخدا
ابن الامام. [ اِ نُل ْ اِ ] ( اِخ ) نام معزمی که بزمان معتضد خلیفه میزیسته و بطریقه محموده با اسماء خدای جل اسمه عزائم می کرده. ( ابن الندیم ).
ابن الامام. [ اِ نُل ْ اِ ] ( اِخ ) نام معزمی که بزمان معتضد خلیفه میزیسته و بطریقه محموده با اسماء خدای جل اسمه عزائم می کرده. ( ابن الندیم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای بحق جد و پدر را نایب قائم مقام ای امام ابن الامام ابن الامام ابن الامام