آمیز، به عنوان یک واژه، در مفهوم خود به معنای ترکیب و همآمیختگی است. این اصطلاح، به ویژه در زمینههای مختلف علمی و فرهنگی، به بیان فرایندهایی میپردازد که در آنها عناصر گوناگون با یکدیگر ادغام میشوند. در واقع، آمیزنده به عنوان یک نیروی فعال، قابلیت آن را دارد که ویژگیهای مختلف را به هم پیوند دهد و از این طریق، نتایج جدیدی را به وجود آورد. این مفهوم میتواند در حوزههای مختلفی از جمله شیمی، زیستشناسی و حتی هنر و ادبیات به کار رود. به طور کلی، آمیز به نوعی نمایانگر ایده همجواری و تعامل بین عناصر مختلف است که در نهایت منجر به خلق یک واقعیت جدید و منحصر به فرد میگردد. لذا میتوان گفت که این واژه در دنیای مدرن، به ویژه در فرایندهای خلاقانه و نوآورانه، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
امیز
لغت نامه دهخدا
( آمیز ) آمیز. ( نف مرخم ) به معنی آمیزنده، در کلمات مرکّبه، چون در مردم آمیز، رنگ آمیز و جز آن
فرهنگ عمید
۲. آمیخته با (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): خشم آمیز، عبیرآمیز، مردم آمیز، مشک آمیز، دلم رمیدۀ لولی وشی ست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز (حافظ: ۵۳۶ ).
۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] نزدیکی کردن، مقاربت، جماع.
۴. [قدیمی] همنشینی، دوستی، مراوده.
فرهنگ فارسی
ممتازتر. برتر
جملاتی از کلمه امیز
خفته ام چون چشم تو بیمار پرسش کن مرا شربت بیماریم از لفظ شهد امیز کن