لغت نامه دهخدا
باد خنک. [ دِ خ ُ ن ُ / ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تغییری که در اواخر ماه تابستان در هوا پیدا آید و سورت گرمابشکند، گویند باد خنک زده است. باد خنک دزده در یازدهم امرداد است و باد خنک آشکارا در بیستم امرداد.
باد خنک. [ دِ خ ُ ن ُ / ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تغییری که در اواخر ماه تابستان در هوا پیدا آید و سورت گرمابشکند، گویند باد خنک زده است. باد خنک دزده در یازدهم امرداد است و باد خنک آشکارا در بیستم امرداد.
تغییری که در هوا در اواخر تابستان پدید اید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس آب گرم و باد خنک هر شبی که من از دیدگان ببارم و از سینه برکشم
💡 بادِ شِمال: کوچههای بافت قدیم بوشهر از یک دهانه تنگ شروع میشوند و پس از طی هفت الی ده قدم کوچه عریض میشود(در شیراز به این نوع کوچهها قهر و آشتی میگویند). دلیل آن اینست که موقع وزش باد هوا در ابتدای کوچه متراکم شود تا سپس باد خنک به درون کوچه بپیچد. به این باد، بادِ شِمال میگویند.
💡 شب شد و باد خنک از جانب شمران وزید ابر، فرش برفریزه بر سر یخ گسترید
💡 مهرگان قارون دیگر وز باد خنک کیمیایی ساخت کز وی برگ زر شد گنجسان
💡 خیزید و خز آرید که هنگام خزانست باد خنک از جانب خوارزم وزانست
💡 شود باد خنک هر شب به بستان گرم کار اندر به جسم آبدان پوشد سلیحی آبدار اندر