لغت نامه دهخدا
القصص. [ اَ ق َ ص َ ] ( اِخ ) نام سوره بیست وهشتم از قرآن کریم. مکی است و 88 آیه دارد.
القصص. [ اَ ق َ ص َ ] ( اِخ ) نام سوره بیست وهشتم از قرآن کریم. مکی است و 88 آیه دارد.
نام سوره بیست و هشتم از قر آن کریم
[ویکی الکتاب] معنی قَصَّ: حکایت کرد - داستان نقل کرد- قصّه گفت(کلمه قص به معنای دنباله جای پا را گرفتن و رفتن است، و جمله قصصت اثره به معنای رد پای او را دنبال کردم است و این کلمه به معنای خود رد پاهم هست، مانند آیه فارتد علی آثارهما قصصا و آیه و قالت لاخته قصیه و قصص به مع...
معنی یَقُصُّ: حکایت می کند - داستان نقل می کند- قصّه می گوید(کلمه قص به معنای دنباله جای پا را گرفتن و رفتن است، و جمله قصصت اثره به معنای رد پای او را دنبال کردم است و این کلمه به معنای خود رد پاهم هست، مانند آیه فارتد علی آثارهما قصصا و آیه و قالت لاخته قصیه و...
معنی یَقُصُّونَ: حکایت می کنند - داستان نقل می کنند- قصّه می گویند(کلمه قص به معنای دنباله جای پا را گرفتن و رفتن است، و جمله قصصت اثره به معنای رد پای او را دنبال کردم است و این کلمه به معنای خود رد پاهم هست، مانند آیه فارتد علی آثارهما قصصا و آیه و قالت لاخته قصی...
ریشه کلمه:
قصص (۳۰ بار)
«قَصَص» مفرد است و به معنای قصه می باشد و در اصل از مادّه «قَصّ» (بر وزن صفّ) به معنای جستجوی چیزی کردن گرفته شده.
(به فتح ق، ص) سرگذشت و تعقیب و نقل قصه. مصدر و اسم هر دو آمده است. طبرسی ذیل آیه 62 بقره فرموده: قصص به معنی قصه و سرگذشت است و در ذیل آیه 111 یوسف فرموده: قصص خبری است که بعضی پشت سر بعضی باشد از اخبار گذشتگان علی هذا قصص مفرد است، راغب آن را جمع دانسته و گوید: قصص اخباری است پی جوئی و پیروی شده. اصل قَصّ و قَصَص به معنی پی جویی است «قَصَّ اَثَرَهُ قَصّاً وَ قَصَصاً: تَبَعَّهُ شَیئاً بَعْدَ شَیْءٍ» سرگذشت را از آن قصص و قصّه گویند که گوینده آن را تعقیب میکند و در دنبال آن است.. چون موسی پیش شعیب آمد و سرگذشت خویش را حکایت کرد گفت نترس از قوم ستمکاران نجات یافتی. در مجمع و اقرب و مصباح گفته: «قَصَّ الْخَبَرَ» یعنی سرگذشت را آنطور که بود حکایت کرد. *. مادر موسی به خواهرش گفت: او را بجوی«قصّ» در اینجا به معنی اصلی به کار رفته. *. بعضی قصص را در آیه مصدر گرفته و احسن البیان گفتهاند ولی اسم بهتر است یعنی ما بهترین سرگذشت را برای تو حکایت میکنیم. *. قصصاً در آیه به معنی پی جویی و اتباع اثر است و آن مصدر است در موضع حال، تقدیرش«یَقُصَّانِ الْاَثَرَ قَصَصاً» میباشد یعنی گفت: آن همان است که میجستیم و پی جویانه به نشانه قدمهای خویش بازگشتند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و به همين جهت قرآن نام زيباى احسن القصص (بهترين داستانها) را بر آن گذارده است، ودر آن براى اولواالالباب (صاحبان مغز و انديشه ) عبرتها بيان كرده است.
💡 لحـظـاتـى را كه سر نوشت يك ملت با يك خواب پر معنى دگرگون مى شود و زندگىيك قوم و جمعيت در پرتو آگاهى يك زمامدار بيدار الهى از نابودى نجات مى يابد، و دههادرس بزرگ ديگر در اين داستان منعكس شده است چرا احسن القصص نباشد؟!:
💡 زيرا جمله (واتل ) و كلمه (نبا) و جمله (فاقصص القصص ) نشان مى دهد كه اينجريان مربوط به افراد معاصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نبوده بلكه ازسر گذشت اقوام پيشين است، به علاوه سوره اعراف از سوره هايى است كه در مكهنازل شده و داستان (ابو عامر)، (راهب ) و (امية بن صلت ) مربوط به (مدينه) است.
💡 ترکان خاتون مادر محمود با سلطان سلجوقی برکیارق (فرزند و جانشین ملکشاه سلجوقی) به نبرد برخاست و در بروجرد با وی جنگید. همچنین برکیارق به هنگام سفر از اصفهان به بغداد در راه دچار بیماری شد و در بروجرد درگذشت. در مورد این که آرامگاه وی بقعه زواریجان در شمال شهر بروجرد است یا این که در اصفهان به خاک سپرده شده اختلاف نظر وجود دارد. در مجملالتواریخ و القصص (ص ۴۱۰) در اینباره آمدهاست:
💡 مشهور است او در سفرهایش وقتی به شهر قم رسید طلسمی در آنجا دفن کرد که تا قیامت در آن شهر دزدی پایدار میماند. در مجملالتواریخ و القصص آمده که عدهای از بلیناس خواستند تا طاسیس پادشاه روم را افسونی کند تا ساقی آنها شود و او با گرفتن اختیار از طاسیس کاری کرد که او تا سحرگاه ساقیی میکرد.