الداء
مترادفها
بیماری، ناخوشی، درد
متضادها
شفا، درمان، سلامت
لغت نامه دهخدا
الداء. [ اِ ] ( ع مص ) بسیار بودن همزادان کسی. ( اقرب الموارد ).بسیار همزاد گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با الداء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ... فاستشفوه من ادوائكم و استعينوا به على لاوائكم فان فيه شفاء من اكبر الداء و هوالكفر و النفاق و الغى و الضلال: (از قرآن براى بيماريهاى خود شفا بطلبيد، و بهآن براى حل مشكلاتتان استعانت بجوئيد، چه اينكه در قرآن شفاى بزرگترين دردها استكه آن درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت است ).
💡 فإن الداء أکثر ماتراه یکون من الطعام أو الشراب
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران همواره الداء را نه تنها به عنوان یک بیماری جسمی، بلکه به عنوان درد و رنجهای عمیق روحی توصیف کردهاند.
💡 پزشکان معتقدند که بسیاری از مشکلات جسمی انسانها در واقع از الداء روحی و استرسهای بیش از حد ناشی از فشارهای زندگی مدرن نشأت میگیرند.
💡 آن حکیم بزرگ در کتاب خود نوشته است که درمان هر الداء، ابتدا با شناخت ریشههای اصلی آن در بدن و روان بیمار آغاز میشود.