استخوان سر

مترادف‌ها

جمجمه

فرهنگستان زبان و ادب

{bone skid} [ارتاپزشکی] وسیله ای در جراحی که روی استخوان سُر می خورد تا آن را داخل یا بالای حفرۀ استخوان بیاورد

جمله سازی با استخوان سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کرانیوپلاستی می‌تواند شامل قرار دادن یک صفحه یا دیگر ابزارهای حمایتی باشد که جهت فرم دادن به استخوان سر مورد استفاده قرار می‌گیرند و به وسیله پیچ در جای مورد نظر ثابت می‌شوند. سر تا بهبود جراحی توسط وسایل جانبی خارجی حمایت می‌شوند. جزئیات این روش با توجه به منطقه مورد عمل در جمجمه و نوع عمل متفاوت است.

💡 ز گرز استخوان سر و پا و دست شدند از شکست ایمن، از بس شکست

💡 روزگارم ز استخوان سر چو انگیزد غبار چون سرم هر ذره‌ای دارد سر سودای تو

💡 پزشکان پس از وقوع تصادفات جاده‌ای بسیار شدید، اولین اقدام خود را بررسی سلامت استخوان سر و عدم وجود شکستگی قرار می‌دهند.

💡 ساختار استخوان سر به گونه‌ای طراحی شده است که از مغز حساس انسان در برابر ضربات فیزیکی و فشارهای بسیار زیاد محافظت کند.

💡 در فرآیند کالبدشکافی، بررسی دقیق استخوان سر می‌تواند اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره علت مرگ به محققان و پزشکان ارائه دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران