تودینۀ استخوانی
فرهنگستان زبان و ادب
{bone tumor} [ارتاپزشکی] بافت زائد در استخوان یا بر روی آن که ممکن است خوش خیم یا بدخیم باشد
جمله سازی با تودینۀ استخوانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گبری که گرسنه شد به نانی ارزد سگ زان تو شد به استخوانی ارزد
💡 نفس سگ را استخوانی میدهم روح را زین سگ امانی میدهم
💡 در غم او از وجودم استخوانی بیش نیست کند سازد جسم من صد خنجر بهرام را!
💡 بتن ز خوردن اندوه او شدم لاغر بغم ز گوشت جدا کردم استخوانی را
💡 همای خرد سایه گسترد بر سر چو بفراشت این خانة استخوانی
💡 در عکسهای رادیولوژی منتشر شده مشخص شد که یک تودینۀ استخوانی در قسمت انتهایی استخوان ران بیمار ایجاد شده است.
💡 رشد سریع این تودینۀ استخوانی باعث ایجاد درد شدید در مفاصل و محدودیت بسیار زیادی در حرکات عادی بیمار شده بود.
💡 متخصص ارتوپد برای درمان تودینۀ استخوانی، نیاز به انجام یک عمل جراحی بسیار پیچیده برای برداشتن کامل ضایعه را اعلام کرد.