اخو. [ اَ ] ( ع اِ ) حالت رفعی اخ. برادر. برادر نسبی. || دوست. همنشین. ج، اخون، آخاء، اِخوان، اُخوان، اِخوة، اُخوة، اُخُوّ، اُخوّة.
اخو. [ اُ خ ُوو ] ( ع اِ ) ج ِ اَخ، اَخ.
اخو. [ اِ خ ُ ] ( اِخ ) نام پری ایست در اساطیر قدیمه یونانی. || ( یونانی، اِ ) انعکاس صدا بزبان یونانی. ( قاموس الاعلام ).
نام پری است از اساطیر قدیمه یونانی
آخو. آخو ( به آلمانی: Achau ) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در ناحیه مودلینگ واقع شده است. آخو ۳٬۳۴۰ نفر جمعیت دارد.
آخو (کانتابریا). آخو ( به اسپانیایی: Ajo ) یک منطقه مسکونی در اسپانیا است که در Bareyo واقع شده است. آخو ۱٬۵۴۹ نفر جمعیت دارد و ۴۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
اخو یا اِکو ( به یونانی: Ἠχώ ) ( به انگلیسی: Echo )، از الهه گان کوه هلیکون.
بسیار پر حرف بود و با پرحرفی خود هرا را سرگرم می کرد تا زئوس به عشق بازی هایش بپردازد. هرا کاری کرد تا او نتواند حرف بزند و فقط انتهای کلمات دیگران را تکرار کند. عاشق جوان مغروری به نام نارکیسوس شد و چون در این راه ناکام ماند، تحلیل رفت و از او جز صدایش باقی نماند.
رجوع شود به:اکو
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۹۶(بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الا لا یجأرَنَّ اخو البلیّة فللرّحمنِ الطافٌ خَفیّه
💡 دیوژن با طعنه، خدای هرمس را مسوول خلقتش میدانست. وی، متعامداً بر پسرش پان که دل در گرو اخو داشت اما نمیتوانست او را فریفته خود کند، افسوس میخورد. وی به پسرش خودارضایی را آموخت تا بتواند با رنجی که میبرد، کنار بیاید. پان نیز این عادت را به چوپانهای جوان آموخت.
💡 و اخو الحضر اذ بناه و اذ دج... لة تجبی الیه و الخابور