لغت نامه دهخدا
الرب. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) نام محله ای در ناحیه آمل. رجوع به مازندران و استراباد رابینو ص 113 و ترجمه همین کتاب ص 153 شود.
الرب. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) نام محله ای در ناحیه آمل. رجوع به مازندران و استراباد رابینو ص 113 و ترجمه همین کتاب ص 153 شود.
نام محله در ناحیه آمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الله اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى وبالولاية لعلى(عليه السلام ) من بعدى، ثم قال من كنت مولاه فعلى مولاه اللهموال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله:
💡 بقایای قلعه قدیمی عبد الرب آباد مربوط به سدهٔ ۷ تا ۱۰ ه.ق است و در شهرستان بویین زهرا، بخش شال، روستای عبد الرب آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۸۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
💡 پـيـامـبـر در جواب فرمود: چشم مى گريد و قلب اندوهناك ميشود ولى چيزى كه خدا را بهخـشـم آورد نـمـى گـويـم (تـدمـع العـيـن و يـحـزن القـلب و لانقول ما يسخط الرب ) و در جاى ديگر مى خوانيم فرمود. ليس هذا بكاء ان هذا رحمة (اينگريه (بى تابى ) نيست، اين رحمت (گريه عاطفى ) است ).
💡 اين بى اعتنائى تورات به خاطر آن تعصبى بوده كه توراتنويسان نسبت به كيش خودداشته كه قربانگاههايى را كه ابراهيم (عليهالسلام ) در شكيم و در سمت شرقى (بيتايل ) و در (جبل الرب ) بنا كرده، همه را اسم برده و از قربانگاه كعبه او اسمىنبرده اند.
💡 و له المثل الاعلی جملگی با عز و جلال و قدس جمالش افتقار محض اند و اعتبار و فرض. این الصانع من المصنوع و الحاد من المحمدود و الرب من المربوب و القادر من المقدور لیس کمثله شیء و هوالسمیع العلیم