الحن

لغت نامه دهخدا

الحن. [ اَ ح َ ] ( ع ن تف ) دانا و آگاه تر. ( ازآنندراج ). افطن. هشیارتر. هو الحن من فلان؛ ای اسبق فهماً منه. و منه: «لعل احدکم الحن بحجته من الاَّخر»؛ یعنی شاید یکی از شما داناتر و آگاه تر از دیگری بدلیل خویش است. ( از اقرب الموارد ). || خوشخوان تر و خوش آوازتر. داناتر بقرأت یا غناء: هو الحن الناس؛ ای احسنهم قراءة او غناء. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خوش آوازتر، داناتر، آگاه تر، زیرکتر
دانا و آگاه تر. افطن. هشیارتر

جمله سازی با الحن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جالب اينكه در حديثى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خوانيم كهفرمود: انما انا بشر و انما ياتينى الخصم فلعل بعضكم ان يكون الحن بحجته من بعضفاقضى له فمن قضيت له بحق مسلم، فانما هى قطعة من نار فليحملها او ليذرها.

💡 انما انا بشر و انكم تختصمون الى و لعل بعضكم يكون الحن بحجته من بعض فاقضىبنحو ما اسمع فمن قضيت له من حق اخيه شيئا فلا ياخذه فانما اقطع له قطعة من النار!