افتان خیزان

لغت نامه دهخدا

افتان خیزان. [ اُ ] ( ق مرکب ) در حال افتادن وخاستن. روشی چون روش طیر یا وحشی به تیرخسته. راه رفتن بسان مست ازپادرآمده. افتان و خیزان:
بر کوه شدی و میزدی دست
افتان خیزان چو مردم مست.نظامی.آخر آن مور میان بسته افتان خیزان
چه خطا دید که سرکوفته چون مار برفت.سعدی.و رجوع به افتان و خیزان شود.

فرهنگ فارسی

در حال افتادن و خاستن افتان و خیزان.

جمله سازی با افتان خیزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌گاه پویه نماید ز بس رکوع و سجود چو سایه افتان خیزان رود به راه اندر

💡 بر کوه شدی و می‌زدی دست افتان خیزان چو مردم مست

💡 گرگ از رمه ات ز بیم آن سنگ افتان خیزان جهد به فرسنگ

💡 روزی که سوی اهل وفا می آیی افتان خیزان همچو صبا می آیی

💡 زین پس من و داغ نامرادی افتان خیزان به کوه و وادی

جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز