ابطن
لغت نامه دهخدا
ابطن. [ اَ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ بطن. شکمها.
ابطن. [ اَ طَ ] ( ع اِ ) رگ بازوی اسب.
جمله سازی با ابطن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
ابطن. [ اَ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ بطن. شکمها.
ابطن. [ اَ طَ ] ( ع اِ ) رگ بازوی اسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.