پریه

لغت نامه دهخدا

پریه. [ پ ِ ی ِ ] ( اِخ ) کازیمیر پیر. بانکدار ثروتمند و سیاستمدار فرانسوی. متولد در گرنبل بسال 1777 م. وی از پاریس بنمایندگی مجلس انتخاب گردید و در سال 1831 م. وزیر کشور شد و شورشهای پاریس و لیون را با شدت فرونشاند و بلژیک را بر ضد هلند حمایت کرد و اطریشی ها را با اعزام دسته جنگی به شهر آن کُن متوقف ساخت و در سال 1832 م. بمرض وبا درگذشت. برادر او کامیل ژزف پریه نیز سیاستمدار بود ( 1781-1844 ). و اگوست کازیمیر، پسر وزیر مزبور است.
پریه. [ پ ِ ی ِ ] ( اِخ ) نام مرکز بلوک مانش در 16 هزارگزی کوتانس، دارای 2202 تن سکنه. و راه آهنی از آن میگذرد.

فرهنگ فارسی

نام عاصمه بلوک مانش

جمله سازی با پریه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاسین صالحی (۲۵ مارس ۱۹۸۰ - ۲۲ دسامبر ۲۰۱۵) به عنوان مهاجم اصلی گزارش شد، گرچه ممکن است او به تنهایی عمل نکرده باشد. پلیس فرانسه در سال ۲۰۰۶ پرونده ای را به دلیل مشکوک بودن ارتباط با یک گروه تندرو سلفی در مورد صالحی باز کرد، اما این پرونده در سال ۲۰۰۸ ادامه نیافت و در سال ۲۰۱۲، وی در یک حمله ضدیهودی به یک نوجوان یهودی سهیم بود. این حمله در قطاری رخ داد که از تولوز به لیون حرکت می‌کرد. در زمان حمله ۲۰۱۵، اعتقاد بر این بود که او در همسر و سه فرزندش در سن پریه، رن زندگی می‌کند.

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز