اژدها پیکر
مترادفها
اژدهاگون، شبیه اژدها
لغت نامه دهخدا
اژدهاپیکر. [ اَ دَ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) که در شکل و هیئت مانند اژدها باشد:
شنودند کآنجا یکی مهترست
پر از هول شاه اژدهاپیکرست.فردوسی.تو شاهی و گر اژدهاپیکری
بباید بدین داستان داوری.فردوسی.به طَمْعِ بزرگیم بدْهی بباد
بدان اژدهاپیکر دیوزاد.اسدی. || که نقش اژدها دارد:
درفشش ببین اژدهاپیکر است
بر آن نیزه بر، شیر زرین سر است.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - در شکل و هیئت مانند اژدها. ۲ - دارای نقش اژدها ( درفش رایت ).
جمله سازی با اژدها پیکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزاران در هزاران توپ سازد اژدها پیکر که هریک جانشین دوزخند از آتشافشانی
💡 وگرنه هیبت آن تیغ اژدها پیکر کند به ساعت زنار بر میانش مار
💡 پیام داد به کس کیر اژدها پیکر که ای کشیده به عمر دراز آزارم
💡 ستودند کآنجا یکی مهتر است پر آتش دل و اژدها پیکر است
💡 هزاران در هزاران توپ دارد اژدها پیکر که دوزخ از دهان بارند گاه آتش افشانی
💡 چون درفش اژدها پیکر فرود آرد ز کوه بینیش چون اژدهائی خفته در زیر کمر