امپریالیسم فرهنگی
مترادفها
سلطه فرهنگی، استعمار فرهنگی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] امپریالیسم فرهنگی گونه ای از امپریالیسم است که می توان آن را به این صورت تعریف کرد: کاربرد قدرت سیاسی و اقتصادی برای پراکندن ارزش ها و عادت های فرهنگ متعلق به آن قدرت در میان مردمی دیگر و به زیان فرهنگ آن مردم. امپریالیسم فرهنگی می تواند یاری دهنده ی امپریالیسم سیاسی و اقتصادی باشد. چنانکه، مثلاً فیلم های آمریکایی برای فراورده های امرکایی تقاضا پدید می آورند.
واژه "Imperialism"، از کلمه قدیمی تر "Empirer" (امپراتوری)، گرفته شده است که در دهه ۱۸۹۰ در انگلستان رواج یافت.
آشوری، داریوش، دانش نامه سیاسی، ص۳۶، تهران، مروارید، ۱۳۷۳، چاپ سوم.
گالتونگ بر مبنای نوع رابطه بین امپریالیسم و کشور توسعه نیافته و به تعبیری بین "مرکز" و "پیرامون" پنج نوع امپریالیسم
ازکیا، مصطفی و غفاری، غلامرضا، جامعه شناسی توسعه، ص۲۴۴-۲۴۵، تهران، کیهان، ۱۳۸۶، چاپ ششم.
ج. ا. هابس مورخ انگلیسی امپریالیسم را تلاش برای استیلا یافتن بر اقوام دیگر و تحت انقیاد در آوردن آن ها، که استعمار قدیم یکی از شکل های آن است می داند. تحلیل های لنین و هابسن از استعمار، مربوط به این دوره است. اما در عصر حاضر این تبیین امپریالیستی به عنوان نظامی بر پایه سلطه حکومت امپراتوری دیگر توجیهی ندارند؛ زیرا امپراتوری های استعماری کهن، مانند امپراتوری بریتانیا، کم و بیش به طور کامل از میان رفته اند و عملاً همه نواحی مستعمراتی قدیم به صورت کشورهای مستقل درآمده اند.
گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ص۵۷۰-۵۶۹، منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۷۷، چاپ چهارم.
...
جمله سازی با امپریالیسم فرهنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشترین انتقادها به این سریالها توسط اندیشمندان ضد امپریالیستی انجام شدهاست که عموماً آنها را ابزار امپریالیسم فرهنگی دانستهاند. استفاده از جاذبههای جنسی در این سریالها نیز از موارد انتقاد بودهاست.
💡 انتقادات کلیدی دیگر این است که این اصطلاح به خوبی تعریف نشدهاست، و از اصطلاحات دیگری استفاده میکند که به خوبی تعریف نشدهاند، و بنابراین فاقد قدرت توضیحی هستند، که سنجش امپریالیسم فرهنگی دشوار است، و اینکه نظریه میراث استعمار همیشه درست نیست.
💡 اشعار «ریشههای خونآلود» اغلب به عنوان «بزرگداشت رگ و ریشهٔ برزیلی سپولترا و رد امپریالیسم فرهنگی غرب» تفسیر میشوند. کلمهٔ «ریشهها» به ارتباط گروه با سرزمین و فرهنگ اجدادیشان و همچنین به ریشههای خود موسیقی متال اشاره دارد. کلمهٔ «خونآلود» حاکی از مبارزهای خشونتآمیز برای احیای این ریشهها و دفاع از آنها در برابر نیروهای تحمیلگر گلوبالیزاسیون و یکدستسازی جوامع است.