واژه سجود در اصل لغوی به معنای نهایتِ کرنش، فروتنی و خضوع است. بر اساس تعریف راغب اصفهانی، سجود از ریشه تطامن و تذلّل به معنای خم شدن و اظهار خواری سرچشمه میگیرد. این مفهوم در لغتنامههای معتبری چون صحاح و قاموس نیز تأیید شده است که اصل آن را خضوع و انکسار میدانند. از نظر دستوری، «سجود» هم به عنوان مصدر (عمل سجده کردن) و هم به عنوان جمع ساجد (کسی که سجده میکند) به کار میرود؛ همانگونه که «رکوع» جمع «راکع» است. این واژه در ادبیات و زبان عربی حامل بار معنایی عمیقی از تسلیم کامل در برابر عظمت است.
در شریعت اسلام، سجود عملی عبادی است که جایگاه ویژهای دارد و به معنای قرار دادن پیشانی بر زمین، به عنوان مظهر نهایی تعظیم و بندگی، تعریف میشود. این عمل، بر اساس احکام اسلامی، مختص خداوند متعال بوده و سجده بر غیر او حرام است. ارکان اصلی سجده شامل تماس هفت عضو با زمین است: پیشانی (که مهمترین رکن تلقی میشود)، دو کف دست، دو زانو و دو سر انگشت بزرگ پاها. اهمیت پیشانی در این میان به حدی است که اصل سجده بر همین عضو متمرکز است و نشاندهنده کمال انقیاد بنده در برابر پروردگار است.