اغبار

لغت نامه دهخدا

اغبار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ غُبر، باقی شیر در پستان و بقیه هر چیزی.( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بقیه هر چیزی و باقی مانده شیر در پستان. ( از اقرب الموارد ).
اغبار. [ اِ ] ( ع مص ) کوشش نمودن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): اغبر فی طلبه؛ کوشش نمود. ( منتهی الارب ). کوشش کردن در طلب چیزی. ( از اقرب الموارد ). || تیره رنگ گشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کبودرنگ گردیدن: اغبر الشی ٔ؛ صار اغبر. ( از اقرب الموارد ). || گرد برانگیختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غبار پراکندن: اغبر؛ اثار الغبار. ( از اقرب الموارد ). || سخت افتادن باران بر زمین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). دوباره باران آمدن و سخت باریدن: اغبر السماء؛ جدد وقع مطرها و اشتد. ( از اقرب الموارد ). || روی آوردن به چیزی: اغبر فی الشی ٔ؛ اقبل علیه. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با اغبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر قطرهٔ باران که چکد ز ابر بهاری بزداید از اغبار هوا زنگ گل سرخ

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
شیهه یعنی چه؟
شیهه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز