اعرض. [ اَ رَ ] ( ع ن تف ) عریض تر. پهن تر. پرپهناتر. مقابل اطول. نعت تفضیلی از عرض. ( یادداشت بخط مؤلف ): و القبرسی [ من اکتمکت ] شبیه بالیمانی الا انه اعرض و الی الطول ماهو... ( ابن البیطار ). حکی اصمعی عن ابیه قال: مارأیت اعرض زنداً من الحسن [ حسن بصری ] کان عرضه شبراً. ( ابن خلکان ). و یقال: اعرض من الدهناء.
عریض تر پهن تر. پر پهنا تر مقابل اطول نعت تفضیلی از عرض.
[ویکی الکتاب] معنی أَعْرِضْ: بگذر
معنی أَعْرَضَ: صرف نظر کرد-روگرداند(کلمه عرض در مقابل طول است، و در اصل در مورد اجسام به کار میرفته، سپس در غیر اجسام نیز استعمال شده و معنای اعرض این است که عرض خود را نشان داد (روی خود برگردانید) )
معنی عَارِضٌ: ابری که ناگهان بر کرانه افق پیدا گشته، و به تدریج همه آسمان را میپوشاند
ریشه کلمه:
عرض (۷۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیم اعراض است که «و اذا انعمنا علیالانسان اعرض و نای بجا نبه» و اعراض روی از خدای گردانیدن است و بهوا مشغول شدن و کفران نعمت کردن.
💡 و قیل: اعرض اکثر العرب، فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ ای لا ینتفعون بسماعه و لا یعلمون به.
💡 تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّی ای تدعو النّار الکافر و المنافق فتقول الیّ الیّ ایّها الکافر ایّها المنافق. قال ابن عباس تدعوهم باسمائهم بلسان فصیح ثمّ تلتقطهم کما یلتقط الطّیر الحبّ تدعو من اعرض عن الدّین و تولّی عن الایمان و الطّاعة.
💡 فَتَوَلَّی عَنْهُمْ ای اعرض عنهم صالح حین کذبوه و عقروا الناقة، وَ قالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَةَ رَبِّی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ و قیل اعرض بعد نزول العذاب بهم، و قال هذا القول کما
💡 ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعی ای تولّی و اعرض عن الایمان «یَسْعی» ای یعمل بالفساد فی الارض.