اصطلک
لغت نامه دهخدا
اصطلک. [ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان لواسان بزرگ بخش افجه شهرستان تهران که در 21 هزارگزی جنوب خاور گلندوک، سر راه شوسه تهران به دماوند واقع است. محلی است کوهستانی، سردسیر و سکنه آن که شیعه و فارسی زبان اند 102 تن است. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، بنشن و سیب زمینی است. دارای باغستانهایی است. شغل اهالی زراعت و راه آن ماشین رو است. این ده دو محله است، یکی بالا و دیگری پایین. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
اصطلک. [ ] ( اِخ ) اسولک. ده کوچکی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان دماوند واقع در پنج هزارگزی جنوب شرقی دماوند و یکهزارگزی شمال راه شوسه که سکنه آن 60 تن است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
دانشنامه عمومی
اصطلک (قزوین). اصطلک، روستایی از توابع بخش کوهین شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان ایلات قاقازان غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۵۶ نفر ( ۱۹ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با اصطلک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تُکْ مزرعه یا تُوکْ مزرعه یکی از محلههای شهر لواسان در شهرستان شمیرانات در استان تهران است. این محله در بلندا و دامنه کوه ورجین قرار گرفتهاست که به همراه محلهٔ مجاورش، اصطلک، مرتفعترین محلههای شهر لواسان هستند و در ارتفاع بالای دو هزار متر از سطح دریا قرار دارند.
💡 مردم شهر دماوند به گویش دماوندی صحبت میکنند و در ۴ محله اصلی شهر (درویش، قاضی، چالکا و فرامه) به گویش دماوندی صحبت میشود. از محلههای دیگری که در محدوده شهر دماوند قرار گرفتهاند میتوان به جیلارد (گیلیارد)، گیلاوند، ولیران، روحافزا، چنار شرق، شلمبه، حصار بالا و اصطلک اشاره کرد.