ازین قرار
مترادفها
اینگونه، اینچنین، بدینسان
لغت نامه دهخدا
ازین قرار. [ اَ ق َ ] ( ق مرکب ) مخفف از این قرار. ازین گونه. ازین قبیل. از این نوع. بهمین وجه:
بزیر خاک دلم گر ازین قرار طپد
برون خاک فتد پیکرم چو سنگ مزار.طغرا.
فرهنگ فارسی
ازین قرار از این گونه از این قبیل از این نوع بهمین وجه.
جمله سازی با ازین قرار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو مه در آب، مبین خویش را در آیینه! ازین قرار تو هم بیقرار خواهی شد
💡 چنین که عشق مرا بیقرار ساخته است ز آرمیده دلان است ازین قرار سپند
💡 چندانکه به گرد کار برگشت اقرارش ازین قرار نگذشت
💡 اگر او ازین قرار به بهانه آورد و از انجام مسئولیتهای خود سر باز کند، مدیریت شرکت مجبور به تصمیمگیری خواهد بود.
💡 ازین قرار که شرایط اقتصادی جهان رو به وخامت گذاشته است، بسیاری از بازرگانان به دنبال روشهای جدیدی برای حفظ سرمایه هستند.
💡 وقتی با او صحبت کردم و از وضعیت فعلی باخبر شدم، متوجه شدم که ازین قرار او نیز درگیر مشکلات بزرگی شده است.