ارمانیان
لغت نامه دهخدا
ارمانیان. [ ] ( اِ ) بیونانی لاجورد است. ( فهرست مخزن الادویه ).
ارمانیان. [اِ ] ( اِخ ) ج ِ ارمانی، منسوب به ارمان:
ز پرده درآمد یکی پرده دار
بنزدیک سالار شد هوشیار
که بر در بپایند ارمانیان
سر مرز ایران و تورانیان
همی راه جویند نزدیک شاه
ز راه دراز آمده دادخواه...
برفتند یکسر بنزدیک شاه
غریوان و گریان و فریادخواه
بکش کرده دست و زمین را بروی
برفتند زاری کنان پیش اوی
که ای شاه پیروز جاوید زی
که خود جاودان زندگی را سزی
ز شهری بداد آمدستیم دور
که ایران ازین روی و زان روی تور
کجا خان ارمانش خوانند نام
ز ارمانیان نزد خسرو پیام...فردوسی.
جمله سازی با ارمانیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گاه پادشاهی کیخسرو روزی در مجلس بزمی به شاه خبر میرسد که اِرمانیان (= اهل ارمان ولایتی در نزدیکی مرز توران) دچار مشکل بزرگی شدهاند و آن اینست که شمار بسیار زیادی گراز پیلدندان و کوهپیکر به مزارع و کشتزارهایشان هجوم آورده و آنجا را تباه ساختهاند و از ارمانیان کس نتواند که چارهٔ ایشان کند.
💡 کجا خان ارمانش خوانند نام وز ارمانیان نزد خسرو پیام