برابران

مترادف‌ها

همتایان، هم‌سطحان، هم‌ردیفان

متضادها

نابرابران

لغت نامه دهخدا

برابران. [ ] ( اِ ) بفارسی سطاریون است. ( فهرست مخزن الادویه ). گیاهی است دوایی که آنرا بیونانی سطاریون خوانند بر گزیدگی عقرب ضماد کنند نافع باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به تحفه حکیم مؤمن و تذکره ضریر انطاکی شود.

جمله سازی با برابران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترجمه واژگانی نام فرانسوی آن "فرانسه مناطق برابران (اعتدالین)" است. پیش از اینکه اصطلاحات استوایی و گرمسیری برای آن مناطق رایج شود، اروپائیان اصطلاح "سرزمین‌های برابران" را برای آن مناطق بکار می‌بردند که اشاره به برابری روز و شب در طی سال در نقاط استوایی دارد.

💡 در یک جامعه دموکراتیک و عادلانه، تمامی شهروندان باید در برابر قانون به عنوان برابران یکدیگر شناخته شوند و حقوق یکسانی داشته باشند.

💡 در مسابقات ورزشی حرفه‌ای، بازیکنان باید با احترام به یکدیگر و به عنوان برابران خود در میدان رقابت، بازی را آغاز و پایان کنند.

💡 فلسفه حقوقی بر این باور است که انسان‌ها در مقام حقوقی، با وجود تفاوت‌های ظاهری، در برابر عدالت باید همگی برابران باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران