فرهنگ عمید
= اَخ۲
= اَخ۲
یا اخوه گروهی از فتیان ( اهل فتوت ) که در اواخر دوره سلجوقیان ظهور کردند. پیروان این فرقه غریب نواز بودند به مسکینان طعام می دادند از بیچارگان دستگیری می کردند حوایج محتاجان را بر می آوردند و دست ظالمان را کوتاه می کردند روزها در پی کار خود بودند و شبها در زاویه ( خانقاه ) خود - که در آن فرشها چراغها و دیگر لوازم مایحتاج آماده بود- گرد میامدند و از مسافران و غربا پذیرایی می کردند افراد این فرقه یکدیگر را [ اخی ] ( برادر من ] خطاب می کردند.
جمع اخ برادران
[ویکی الکتاب] معنی أَخُوهُ: برادرش
معنی إِخْوَةُ: برادران
ریشه کلمه:
اخو (۹۶ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 المؤمنون اخوه بر این قوم صادق است ایمانشان به قلب چو بر آبِ جو زَبَد
💡 وز دم المؤمنون اخوه بپند در شکستند و تن واحد شدند
💡 مرا چو اخوه یوسف پدر همی بفروخت مهین برادر فرخنده یگانه تو