ابوحسن
لغت نامه دهخدا
ابوحسن. [ اَ ح َ س َ ] ( اِخ ) مازنی انصاری، ابن عبد عمرو، و نام او کنیت اوست، و بعضی گفته اند نام وی تمیم بن عمرو است. او صحابیست و عقبه و بدر را دریافته است و ذهبی گوید تا خلافت علی علیه السلام بزیست و او جد یحیی بن عماره است و صاحب استیعاب و هم ذهبی و ابن حجر هر سه این نام را بی الف و لام زینت ضبط کرده اند.
جمله سازی با ابوحسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قضوا فلالفضایا ما ابوحسن ولا لهیجائها من فارس بطل
💡 ریم ابوحسن (عربی: ريم أبو حسان) سیاستمدار اهل اردن است. او از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ به عنوان وزیر توسعهی اجتماعی اردن فعالیت داشته است.
💡 در طول تاریخ اسلام، نام ابوحسن برای بسیاری از شخصیتهای برجسته و مقتدای دینی به کار رفته است که هر یک تأثیر خاص خود را بر جامعه داشتند.
💡 وقتی در کتابهای تاریخی درباره زندگی و جهاد ابوحسن صحبت میشود، بلافاصله ذهن خوانندگان به سمت بزرگان و پیشوایان مذهبی در دورانهای مختلف اسلامی معطوف میگردد.
💡 بسیاری از مردم در محلههای قدیمی برای احترام به بزرگان خود، از القابی همچون ابوحسن در هنگام خطاب قرار دادن افراد مورد احترام استفاده میکنند.