بار ساختن

لغت نامه دهخدا

بار ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب )بار آماده کردن برای حرکت. عدل؛ بسته بار را مهیا ساختن. || به مجاز آماده شدن:
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت.سعدی ( گلستان ).|| پشتاره ساختن. ( ناظم الاطباء: بار ).

جمله سازی با بار ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنابراین کورودا کانبی قلعه ناکاتسو (در شهر ناکاتسو، اوئیتا در استان اوئیتا فعلی) را در زمین پهن و هموار ناکاتسو ساخت و پایگاه خود را به ناکاتسو منتقل کرد. (چهارمین بار ساختن قلعه).