بار دریا

لغت نامه دهخدا

بار دریا. [ رِ دَرْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی ساحل دریا. کنار دریا. در پهلوی آمده: جای به ایشان ایدون تنگ بکرد که سپاه اردشیر را گذشتن نشایست و اردشیر خود تنها به بار دریا افتاد. ( کارنامه اردشیر پاپکان ترجمه صادق هدایت ص 20 ). رجوع به «بار» ( اروندبار ) شود.

جمله سازی با بار دریا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عجز حمل مکن کز بزرگواریهاست که هر سفینه کشد زیر بار دریا را

بپرمه یعنی چه؟
بپرمه یعنی چه؟
ماتم دیده یعنی چه؟
ماتم دیده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز