بار شدن
مترادفها
بارگیری شدن، سنگین شدن
متضادها
خالی شدن
لغت نامه دهخدا
بار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حمل شدن. ( ناظم الاطباء: بار ). || گران شدن چیزی بر کسی. ( ناظم الاطباء: بار ).
- بار شدن بر کسی؛ کل شدن بر کسی، اَنگل شدن بر او. تحمیل شدن بر او. رجوع به «بار» شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بار گردیدن بصورت بار در آمدن. یا بار بگردن کسی بار گردن کسی شدن. سربار کسی شدن.
جمله سازی با بار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انصاف نیست بار شدن بر شکستگان پهلوی خشک خویش بود بوریای ما
💡 انصاف نیست بار شدن بر شکستگان پهلوی خشک خویش مرا بوریا بود
💡 از اين رو تقاضامندم جهت پر بار شدن اين نوشتار، چنانچه انتقادات، پيشنهادها ومطالبى درباره اين فقيه اهل بيت دارند، به آدرس: قم، صندوق پستى 178 - 37165ارسال فرمايند، تا در چاپهاى بعدى مورد استفاده قرار گيرد.
💡 از دیگر سو، همانگونه که قبلاً نیز گفته شد، بارهای الکتریکی دارای هسته آهن سیرشونده، همچو ترانسفورماتورها و موتورهای الکتریکی، با افزوده بار شدن، با درآمدن به پهنه غیر خطی کمان مغناطیسی خود گردش مغناطیسکنندگی غیر خطی از شبکه میگیرند که پیدایش هارمونیک (بویژه هارمونیکهای مضرب ۳) از زیانهای آن است.
💡 پس از اتمام فرآیند بستهبندی کالاها در انبار، تمامی محصولات آماده بار شدن بر روی کامیونهای بزرگ برای ارسال به شهرستانهای مختلف هستند.
💡 با گذشت زمان و افزایش مسئولیتهای کاری، احساس میکنم مسئولیتهای جدید بر دوش من بار شدن و تواناییهای ذهنی من را به چالش میکشند.
💡 برنامهنویسان باید دقت کنند که اگر حجم دادههای دریافتی از سرور بیش از حد زیاد باشد، ممکن است سیستم به سرعت دچار بار شدن بیش از حد شود.