لغت نامه دهخدا
باده دادن. [ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) می دادن. شراب دادن. ساقیگری:
بیاد مهربانان عیش میکرد
گهی میداد باده گاه میخورد.نظامی.رجوع به آنندراج شود.
باده دادن. [ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) می دادن. شراب دادن. ساقیگری:
بیاد مهربانان عیش میکرد
گهی میداد باده گاه میخورد.نظامی.رجوع به آنندراج شود.
می دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز تو باده دادن ز من سجده کردن ز من شکر کردن ز تو گوهرافشان
💡 سوی مستان با دو لعل می فروش از برای باده دادن میروی